شعرهایی از اولاو اچ هاج ... ادبیات و شعر , 
![]() |
کریتیکیپریزن، سوکنپرست آلفرد آندرسون ریستس فوند و جایزه دوبلوگ از جمله جوایزی است که این شاعر نروژی کسب کرد.
با همهی حقیقت نزد من نیا
با همهی حقیقت نزد من نیا
با خودت اقیانوس را نیاور، اگر احساس تشنگی میکنم.
بهشت هم نه، اگر دنبال نور میگردم
اما ردی، شبنم، یک چیز ریز بیاور
مثل پرندههایی که قطرات آب را از دریاچه
و بادی که یک دانه نمک را میکند
وقتی همه چیز گفته میشود و همه چیز انجام داده میشود
سال میآید، سال میرود، تو روی کتابها خم شدهای
بیش از مقداری که برای ۹ زندگی لازم است،
دانش به دست آوردهای.
وقتی همه چیز گفته میشود و همه چیز انجام داده میشود،
آگاهی بسیار کمی لازم است و آن مقدار زیاد را
قلب همبشه دانسته است.
در مصر خدای دانش، سر میمون را داشت
یک کلمه
یک کلمه
- یک سنگ
در یک رودخانه سرد
یک سنگ دیگر-
به سنگهای بیشتری نیاز خواهم داشت
اگر قرار است عبور کنم.
وسط زمستان. برف
وسط زمستان. برف.
یک تکه نان دادم به پرندگان.
و این بر خوابم تاثیری نداشت.
تو باد هستی
من یک قایق هستم
بدون باد.
تو باد بودی.
آیا آن جهتی بود که من میخواستم بروم؟
چه کسی به جهتها اهمیت میدهد
با بادی که تو باشی!
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ www.seemorgh.com/culture
منبع: pourmohsen.com
|+| نظر شما ()
نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در
سه شنبه 29 آذر 1390 و ساعت 19:47


